علي بن حسين انصارى شيرازى
12
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
مقدمه ناشر بىشك بالاترين نعمت جسم سلامت است ، نعمتان مجهولتان : الصحه و الامان ، به همين دليل نيز طب در تمام ادوار با آدمى همراه بوده تا درد و رنج را از زندگى بشر خارج سازد . تاريخ طب در كشور ما به 3 دوره تقسيم مىگردد : 1 - دوران هخامنشى 2 - دوران ساسانيان 3 - دوران پس از اسلام هريك از اين ادوار به نحوى داراى ويژگىهاى خاص خود مىباشد اما به علت اهميت ويژهاى كه اسلام به علم و بخصوص طبابت مىدهد ، دوران سوم يكى از ادوار درخشنده طب ايران بوده است . پزشكان اسلامى شاگردان بقراط و جالينوس مىباشند . آنان با دقت و تفحص به بررسى آثار استادان قبل از خود پرداخته و نه تنها درس استادان را به خوبى آموختند بلكه نظرات آنان را مورد نقد و بررسى قرار دادند . كينگستون « * » ( Kingstone ) در اين زمينه چنين مىنگارد : « تا مدت مديدى چنين فكر مىكردند كه مسلمانان از نظر علمى و فلسفى بندگان پيرو مكتبهاى يونان بودند و تنها كارى كه كردهاند آن بوده كه منابع مزبور را به صورت فسيل نگاه داشتهاند بدون اينكه كوچكترين دخل و تصرفى در آنها بكنند . اما اين نظريه كاملا غلط است زيرا در آنوقت كه مسلمانان در افق پديدار گشتند تمدن يونان در حال افول بوده و طب منحصر به نوشتن اوراد ، استعمال طلسم و جادو بود و حتى كتب علمى و فلسفى قديمى يونان منسوخ شده بود . در اين موقع مسلمانان نهفقط مدارك گرانبهاى اصيل يونان قديم را حفظ و ترجمه و مورد استفاده قرار دادند بلكه با نوشتن تفسير ، شرح و حاشيه بطور منطقى آنها را مورد انتقاد قرار دادند و اولين روش علمى و تجربى را در طب بنيان گذاردند . » زحمات اين اطباء بطور خلاصه عبارتند از : الف ) مرتب نمودن طب پراكنده يونانى ، نقد و بررسى اين طب . ب ) تجربى نمودن طب . ج ) بررسى اثر داروها . از سويى ديگر استفاده از گياهان به منظور درمان بيماريها نيز با تاريخ زندگى بشر همزمان بوده است . امروزه هيچگونه سندى وجود ندارد تا بتوان از نحوهء استفادهء مردم ما قبل تاريخ از گياهان دارويى اطلاع حاصل نمود . با اين
--> ( * ) مورخ ، نويسنده كتاب « تاريخ تمدن و طب اسلامى »